ابلاغ
51 بازدید
موضوع: امامت و مهدویت

«ابلاغ»

به نام خدای علی

 

«یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیک مِن رَّبِّک»

آری، وحی الهی است که دستور ابلاغ می­دهد؛ ابلاغ امری عظیم.

دیگر جای درنگ نیست!

هان ای کاروانیان رفته، بازگردید؛ دورافتادگان بر سرعت خویش بیافزایید! امری عظیم در پیش است!

دیگر درنگ روان نیست! باید که رسالت به اتمام رسد.

بگوش! این صدایِ پیامبر گرامی است که طنین­انداز شده:

«هان ای مردم! هر که من مولای اویم، علی مولای اوست. خداوندا! دوست­دارش را دوست؛ و دشمنش را دشمن بدار!»

آری این صدای پیامبر است که گوشِ هزاران هزار نفر را نوازش می­دهد و آنان را وا می­دارد که بگویند: «بَخٍّ بَخٍّ لک یا علی»

آری صدای غدیر، این مفسّرگاه ولایت، بر سراسر حکومت و بلاد اسلامی رسید و در گوش تاریخ فرو رفت.

دیگر منکرِ «بَخٍّ بَخٍّ» دروغگو خواهد بود! دیگر باطل را، توان سدّ حق نیست؛ زیرا که«جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کانَ زَهُوقًا»

بلی! فتنه­ گران دست ساقی را بستند؛ دیگری را سم خورانیدند؛ در کربلا سرها بی­ گناه به نیزه کردند؛ آواره کردند؛ و. . . اما مگر می­شود اراده خداوند را به ریسمان فتنه بست یا با شمشیر و سم کینه، از بین برد؟!

هان ای گروه شیعیان! با شمایم!

بدانید «بخٍّ بخٍّ»­گویان بسیارند؛ اما وفاکنندگنان بسیار اندک!

علی جان! ای مظهر الهی! چه شد که باد سرد پاییزی بر غدیر وزید! نمی­دانم، هرآنچه بود، غیر از فتنه­ ای شیطانی نبود.

علی جان! ای سراسر آیت خدا! چه می­شود بر گروهی که توان دیدن حقیقت را ندارند؛ «انّما»[1] را درک نمی­کنند؛ «عادیات» را نمی­فهمند؛ «مباهله»[2] را فراموش می­کنند؛ «یا ایها الذین آمنوا»[3] را پشت پرده­های عناد قرار می­دهند؛ «من عنده علم الکتاب»[4] را نمی­شناسند؛ اما نه، شناختند، ولی تکذیب کردند؛ «شاهدٌ منه»[5] را به باطل می­پوشانند؛ «فقد وکلنا قوما»[6] را به حقیقت تفسیر نمی­کنند؛ و در یک کلام، تو را، ای قرآن ناطق! فراموش کرده، کاغذپرستی می­کنند.

نمی­دانم! اما این را خوب می­دانم، علی جان! که عناد، جز گمراهی، ثمری ندارد.

علی جان! ای حقیقت کامل! ای صدای رسای عدالت انسانی! ای آنکه محبت­اش معیار قبولی حسنات است! ای آنکه یادش، مُهبِط ملائکه است! به صدای رسا و بر فراز بلندترین قله­های دنیا فریاد برمی­آورم: «لا فتی الا انت»

علی جان! ای مصداق حقیقیِ «وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ»! ای آنکس که هرچه در فضلش گویند، اندک گفته­ اند! بر مریدان و بر محبّینت لطفی کرده، آنان را مفتخر بفرما که:

رواق منظر چشم من آشیانه توستکرم نما و فرود آ، که خانه، خانه توست

[1]. إِنَّمَا وَلِیکمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ رَاکعُونَ (مائده/ 55)

[2]. فَمَنْ حَآجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ (آل­عمران/61)

[3]. یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکمْ (نساء/59)

[4]. وَیقُولُ الَّذِینَ کفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ کفَی بِاللّهِ شَهِیدًا بَینِی وَبَینَکمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکتَابِ (رعد/43)

[5]. أَفَمَن کانَ عَلَی بَینَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَیتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ (هود/17)

[6]. أُوْلَئِک الَّذِینَ آتَینَاهُمُ الْکتَابَ وَالْحُکمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن یکفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَکلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّیسُواْ بِهَا بِکافِرِینَ (انعام/89)